اخبار

استادی که بیش از ۳۰ سال تدریس۳۰ دقیقه تاخیر درکلاس نداشت! / از طنزهای شیرین تا تجربیات دیرین

استادی که بیش از ۳۰ سال تدریس۳۰ دقیقه تاخیر درکلاس نداشت! / از طنزهای شیرین تا تجربیات دیرین
من اولین عضو هیئت علمی گروه بیوشیمی بودم و به جرأت می‌توانم بگویم تنها فردی بودم که در دانشگاه از بدو شروع به کار با مدرک Ph.D تخصصی وارد دانشگاه شدم و سی سال خدمت کردم ، پس از من دومین فردی که به عنوان عضو هیات علمی گروه بیوشیمی پذیرفته شد مرحوم دکتر راهی بود و همچنین اولین گروهی هم که توانست به عنوان گروه مستقل در علوم پایه معرفی شود گروه بیوشیمی بود زیرا قانون در آن زمان مشخص کرده بود که با حداقل ۲ عضو هیئت علمی می‌توانست گروه مستقل باشد و این اتفاق خوب افتاد.

به گزارش مفدا کرمانشاه و به نقل از روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه، پروفسور هادی خرازی متخصص بیوشیمی و عضو هیات علمی بازنشسته دانشگاه در گفتگویی با وبدا از طنز های شیرین زندگی اش می گوید که متن این مصاحبه در زیر آمده است:

ضمن عرض خوشامدگویی بفرمایید چطور بیوشیمی را برای ادامه تحصیل انتخاب کردید؟
در سال ۱۳۴۲ از دبیرستان فارغ التحصیل شدم و چون معدلم بالا بود در دانشگاه ملی پذیرفته شدم و یک سال در رشته پزشکی در این دانشگاه تحصیل کردم اما به دلیل اینکه قصد ادامه تحصیل در خارج در سرم بود می بایست به خدمت سربازی می رفتم که پس از گذراندن دوران آموزشی در کرمان ، ادامه خدمتم را در یکی از روستاهای اطراف شهرستان بافت کرمان به عنوان سپاه دانش به آموزش پرداختم که بسیار محروم بود و من با تلاش بسیار موفق شدم در آنجا یک مدرسه بسازم و چون در آن منطقه مرکز بهداشتی درمانی وجود نداشت سپاه بهداشت را دعوت می‌کردم تا به صورت رایگان بیماران را ویزیت و درمان کند ، پس از پایان دوران سربازی به اتریش رفتم و در رشته شیمی دانشگاه گراتس مشغول به تحصیل شدم که پس از اتمام دوره فوق لیسانس با انتخاب گرایش بیوشیمی در مقطع PHD فارغ التحصیل شدم.

چطور به ایران برگشتید؟
از آنجا که در جریانات سیاسی ضد رژیم شاهنشاهی فعالیت داشتم با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۸ به ایران آمدم و برای تدریس به دانشگاه رازی رفتم چون در آن زمان دانشکده پزشکی جزئی از دانشگاه رازی بود و دکتر فرخی رئیس دانشکده بود و چون من تنها استاد بیوشیمی بودم بسیار از من استقبال کردند و به کار مشغول شدم.

آیا درسته که شما جزو اولین اساتید دانشگاه و از بنیانگذاران دانشکده پزشکی بودید؟
بله در سال ۱۳۶۴ دانشکده پزشکی از دانشگاه رازی منفک و به وزارتخانه بهداشت و درمان منتقل شد و من به همراه چند تن از اساتید ، دانشکده پزشکی را که محل آن در همین ساختمان فعلی ستاد داشنگاه بود راه‌اندازی کردیم که در آن زمان دانشکده پرستاری و مامایی نیز در همین مکان بود

در آن زمان شرایط و امکانات آموزشی به چه شکل بود؟
در آن زمان فقدان امکانات آموزشی خصوصا در رشته بیوشیمی به حدی بود که برای انجام کارهای آزمایشگاهی از دانشگاه رازی کمک می گرفتیم و دانشجویان را به آزمایشگاه بیوشیمی دانشگاه رازی می بردیم.

گروه بیوشیمی چگونه شکل گرفت ؟
من اولین عضو هیئت علمی گروه بیوشیمی بودم و به جرأت می‌توانم بگویم تنها فردی بودم که در دانشگاه از بدو شروع به کار با مدرک Ph.D تخصصی وارد دانشگاه شدم و سی سال خدمت کردم ، پس از من دومین فردی که به عنوان عضو هیات علمی گروه بیوشیمی پذیرفته شد مرحوم دکتر راهی بود و همچنین اولین گروهی هم که توانست به عنوان گروه مستقل در علوم پایه معرفی شود گروه بیوشیمی بود زیرا قانون در آن زمان مشخص کرده بود که با حداقل ۲ عضو هیئت علمی می‌توانست گروه مستقل باشد و این اتفاق خوب افتاد 
گروه بیوشیمی همیشه جزو اولین‌ها بوده اولین گروهی توانست در آن یک استاد ارتقا یابد گروه بیوشیمی بود ، اولین گروهی که توانست تحصیلات تکمیلی در مقطع فوق لیسانس را راه‌اندازی کند نیز گروه بیوشیمی بود.

اولین اعضاء هیات علمی دانشگاه که به مرتبه استادی رسیدند چه کسانی بودند؟
در گروه بیوشیمی من اولین شخصی بودم که به مرتبه استاد تمامی رسیدم اما در دانشگاه پس از دکتر وزیریان و دکتر بهرامی ، من به همراه دکتر مصطفایی چهار نفری بودیم که در ابتدا به مرتبه استاد تمامی رسیدیم
در آن زمان طبق قانون ،دانشگاه می‌بایست حداقل دارای چهار استاد تمام می بود تا بتواند کمیته علمی ارتقاء مرتبه هیئت علمی اساتید را در خود دانشگاه تشکیل دهد و این کمیته در دانشگاه شکل گرفت که خود من دبیر کمیته بودم و از آن زمان به بعد ارتقاء مرتبه اعضای هیات علمی دانشگاه به این کمیته تفویض شد و خود کمیته ،مدارک اعضای علمی هیئت علمی را بررسی می‌کرد و به آنان ارتقاء مرتبه می‌داد و حکم صادر می‌کرد و این نقطه عطفی در دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه بود.

در چه سالی به افتخار بازنشستگی نائل شدید و چه مسئولیت هایی در دوران خدمت داشتید؟ 
من در سال ۸۸ به این افتخار نائل شدم و به مدت دوسال دیگر یعنی تا سال ۹۰ مجددا به کار دعوت شدم
از مسئولیت هایی که داشتم می توانم به عضویت در شوراها و کمیته های کشوری وزارت متبوع از سال ۸۰ تا سال ۹۰ ، عضو هیئت بورد بیوشیمی بالینی در وزارتخانه به مدت ۱۰ سال ، عضو انجمن بیوشیمی ایران ، عضو کمیته بازنگری بیوشیمی بالینی ، عضو و دبیر هیئت ممیزه دانشگاه ، عضو شورای تحصیلات تکمیلی ، عضو هیات تحریریه مجله علمی بهبود ، عضو شورای پژوهشی دانشگاه ، عضو کمیته کنترل کیفی بیوشیمی ، عضو کمیته علمی مرکزی پژوهشی پژوهشی آموزش، مدیر گروه بیوشیمی ، تغذیه و ژنتیک، مسئول بخش هورمون شناسی آزمایشگاه مرکزی رفرانس ، مسئول آزمایشگاه مرجع پایش ید ادرار در غرب کشور ، رئیس هیئت مدیره شرکت سهامی پرتونگاری زاگرس ، رئیس هیئت مدیره صندوق قرض الحسنه هیئت علمی و رئیس آزمایشگاه کلینیک مهدیه اشاره کنم.

شما که جزو اولین های دانشگاه بوده اید ، اولین تحقیقی را که انجام دادید به یاد دارید؟
از آنجا که عضو کمیته علمی اختلالات ناشی از کمبود ید در استان کرمانشاه بودم ، اولین تحقیق من "بررسی گواتر ناشی از کمبود ید در استان کرمانشاه" بود که در زمان جنگ تحمیلی در شهرستان‌های مثل پاوه و جوانرود انجام دادم چون منطقه کوهستانی بود و در خاک آن منطقه ید کمتری وجود داشت

به عنوان یک استاد کارکشته ، به نظر چه تفاوتی بین اساتید و دانشجویان حال و گذشته وجود دارد؟
با وجود آنکه در گذشته امکانات تحقیقاتی زیادی وجود نداشت اما تفکر اساتید و اعضای هیئت علمی در آن زمان بیشتر آموزشی و علمی بود و با احترامی که برای دانشجویان عزیزی که هم اکنون در حال تحصیل هستند قائلم ،اعتراف می کنم که در گذشته بخش اعظمی از دانشجویان با استعدادتر و علاقه مندتر بودند و هم دانشجو و استاد طالب علم بودند اما هم اکنون از دانشگاه استفاده ابزاری و مادی می شود

 به عنوان استادی که سالها در مقام معلم به امر آموزش پرداختید نظام آموزشی ما را چگونه ارزیابی می کنید؟
بزرگ ترین و بدترین ضربه ای که تا کنون به سیستم آموزشی در دانشگاه علوم پزشکی وارد شده، زمانی بود که در اوایل دهه هفتاد ، وزارت بهداری و آموزش پزشکی ادغام شد. در صورتی که در هیچ جای دنیا ، آموزش پزشکی با درمان یکی نیست و هر کدام بستر خاص خود را دارد و متاسفانه این منسوج شدن در دو دهه اخیر با اولویت بخشیدن به بخش درمان به مراتب بدتر شده خصوصا از زمانی که بیمارستان ها نیز تا حدودی خودکفا شده و می بایست بخش اعظمی از هزینه‌های خود را تأمین کنند ، از همین رو اغلب اساتید و پزشکان بالینی نیز به جای پرداختن به مسائل آموزشی ،علمی و تحقیقاتی به سمت و سوی درمان رفتند که بسیار تاسف بار است و ضربه بد دیگری که به بحث آموزش وارد شد توجه بیشتر به کمیت و تعداد و افزایش تعداد دانشجو بود

جناب آقای دکتر خرازی به نظر شما مولفه مهم آموزش در دانشگاه ها چیست؟
از نظر من نگاه علمی کردن و علاقمند بودن می‌تواند از مولفه های اساسی و اصول مهم تدریس در دانشگاه باشد و یک استاد خوب می بایست تبحر خاصی در روش تدریس و اداره کلاس داشته باشد.
خود من در اوایل کارم تبحر خاصی در آموزش نداشتم و از یک کشور خارجی بدون اینکه یک واحد در این خصوص گذرانده باشم به ایران آمدم در آن زمان بیوشیمی ۱۲ واحد بود که دو واحد آن عملی و ۱۰ واحد تئوری داشت و از طرفی تنها استاد این رشته در دانشگاه بودم و طبیعتا از تجربیات دیگران بی بهره بودم اما خدا را شکر با وجود تمام کمبودها با علاقمندی و با گذر زمان موفق شدم به تجربیات بزرگی دست پیدا کنم.

استاد همیشه نحوه تدرس و اداره کلاس شما زبانزد همه بوده خودتان در این خصوص بیشتر توضیح بدید؟
در خصوص نحوه اداره کلاس و تدریس من ، با توجه به اینکه درس بیوشیمی بیشتر با فرمولاسیون سر و کار داشت و این کلاس برای دانشجو بسیار سخت و طاقت فرسا بود از این رو من سعی می‌کردم با بیان طنز و یا مسائل مربوط به جوانان ، تنوعی در کلاس ایجاد کنم که موجب خستگی دانشجویان نشود. اما در کنار این از کلاس من از یک انضباط خاصی برخوردار بود و همیشه به دانشجویان می گفتم در کلاس من رعایت چند اصل ضروری است ؛ اول اینکه بعد از ورود من به کلاس دیگر کسی حق ورود به کلاس را نداشت چون خود من به این اصل اعتقاد داشتم و همیشه قبل از همه دانشجویان سر کلاس حاضر بودم و به یقین می توانم بگویم در طول بیش از ۳۰ سال سابقه آموزش حتی به اندازه ۳۰ دقیقه تاخیر در سر کلاس نداشتم و حتی اگر هم دیر می رسیدم از دانشجویان عذرخواهی می کردم ؛
دوم اینکه کسی در کلاس من حق صحبت کردن با اطرافیان را نداشت زیرا بر این باور بودم که باید شئونات کلاس و حرمت استاد را رعایت کرد. من چون مدیر گروه بودم بسیار بر روی مدیریت گروه حساسیت خاصی داشتم چون یکی از وظایف مدیر گروه بررسی و رصد اعضای هیئت علمی گروه است و من به طور مستمر بر نحوه تدریس و انضباط کلاس درس آنها نظارت داشتم به نحوی که بارها خود شخص در سر کلاس دیگر اساتید حاضر می‌شدم.

در پایان از خاطرات تلخ و شیرین خودتان در طول دوران خدمت برای ما بگویید؟
من خاطرات تلخ و شیرین زیادی را در دوران آموزش و خدمت داشتم اما مسئله ای که همیشه باعث آزردگی خاطر من شد این بود که هیچ‌گاه مدیران ارشد دانشگاه سعی نکردند که با شناخت از پتانسیل ، علاقمندی و توانایی افراد آنها را به کار بگمارند گرچه گاها معدود مواردی از این دست اتفاق می افتاد اما انتصابات سلیقه ای و جناحی و عدم شایسته سالاری در مدیریت کلان می تواند صدمات جبران ناپذیری بر پیکره آموزش ، بهداشت و درمان وارد کند.

۲۷ آذر ۱۳۹۷ ۰۸:۳۴

نظرات بینندگان


نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید